السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
330
تفسير الميزان ( فارسي )
ازدواج با زنان مشرك دارند . و به فرض كه بگوئيم آيه سوره ممتحنه بوجهى دلالت بر حرمت ازدواج با زنان اهل كتاب را دارد ، چون در آن آيه نامى از مشرك نيامده ، بلكه حكم رفته روى زنان كافر ، و زنان اهل كتاب نيز كافرند ، باز هم ضررى به آيه مورد بحث نمىرساند ، براى اينكه همانطور كه آن دلالت را دارد اين دلالت را هم دارد ، كه پس قبل از سوره مائده منع شرعى وجود داشته ، و سوره مائده كه در مقام منتگذارى و تخفيف است دلالت دارد بر اينكه آن منع قبلى كه در سوره ممتحنه آمده بود به منظور تخفيف بر داشته شده ، چون تا قبلا منعى نباشد تخفيف و منت تحقق نمىيابد ، پس آيه سوره مائده ناسخ آيه سوره ممتحنه مىشود ، نه به عكس كه - به خيال باطل بعضى از مفسرين - آيه ممتحنه ناسخ آيه مائده باشد ، براى اينكه نسخ كار آيه اى است كه بعد از آيه منسوخ نازل شود « 1 » ، و ما ان شاء اللَّه تتمه اين بحث و گفتگو پيرامون آيه دوم را در بحث روايتى آينده دنبال مىكنيم . حال ببينيم منظور از كلمه « محصنات » در آيه شريفه چيست ؟ البته اين كلمه معانى متعدد دارد ، ولى در اينجا منظور از آن زنان عفيف است ، به دليل اينكه در مقابل محصنات از زنان مؤمن قرار گرفته ، كه به معناى زنان بى شوهر و عفيف است ، و اين خود روشن است ، و از اينكه محصنات از اهل كتاب با محصنات از اهل ايمان در يك كلام جمع شدهاند ، با در نظر گرفتن معنايى كه براى كلمه كرديم فهميده مىشود كه منظور از كلمه مؤمنات در هر دو موضع يكى است ، و آن معنا نمىتواند اسلام باشد براى اينكه اگر احصان در جمله : * ( « وَالْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ » ) * به معناى احصان اسلام باشد بايد در جمله : * ( « وَالْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ » ) * نيز به اين معنا باشد ، با اينكه زنان اهل كتاب اسلام ندارند ، و نيز نمىتواند به معناى احصان حريت باشد ، براى اينكه امتنان مستفاد از آيه با منحصر بودن حليت به زنان كتابى آزاد نمىسازد ، بلكه از آن استفاده مىشود كه زن كتابى بر مسلمانان حلال است ، هر چند كه آزاد نباشند ، بنا بر اين از معانى احصان باقى نمىماند مگر عفت ، پس متعين اين است كه مراد از محصنات زنان پاكدامن و عفيف اهل كتاب است . و بعد از همه اينها به نكته ديگر آيه مىپردازيم و مىگوئيم آيه شريفه تصريح نكرده به اينكه منظور از اين حليت ، حليت نكاح دائم ايشان است و يا نكاح منقطع ، تنها چيزى كه در آيه مىتواند قرينه باشد بر اينكه مراد نكاح متعه و انقطاعى است كلمه « أجر » است ، و اينكه
--> ( 1 ) الميزان عربى ج 2 ص 213 .